قلم خوردگی

عشقال

انگشت حلقه حلقه ی من در شماره گیر
من حلقه حلق کنده ی چوبی که پیر پیر
اعدام دام می شود انگشت های من
انگشت گیر می شوم انگشت گیر گیر
عشقال قار می زند این بار هم که بوق
یا من کبود بود طنابی که جیر جیر
جان داد سکه سکه تکان خورد ناگهان
افتاد کفش مرد زمین زیر زیر زیر

لاهیجان ۱۳۸۱

   + مسعود رضائی خلیق ; ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٩
    پيام هاي ديگران ()